سيد محمد باقر برقعى

3687

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

نوا از مؤسسين انجمن ادبى كمال و از صاحب‌نظران و شعرشناسان است و در سال 1328 قسمتى از اشعارش به نام نواهاى جانگداز ، انتشار يافت . همه دلها ز صفا آينهء يكدگرند يك دل سوخته را گر ز كرم شاد كنى * به ز صد مسجد ويرانه كه آباد كنى كى فراموش كند نام تو را دور زمان * گر به احسان ز مصيبت‌زدگان ياد كنى همه دلها ز صفا آينهء يكدگرند * شاد گردد دل تو گر دل كس شاد كنى يابد از خون دل دربه‌دران رنگ و جلا * هر بنايى كه در اين غمكده بنياد كنى باز خواهى كه خداوند به دادت برسد * كه تو با خلق خدا اين‌همه بيداد كنى زيردستان اگر از جور تو فرياد كنند * تو هم از جور زبردستان فرياد كنى گر به پيكار ستمكار روى همچو « نوا » * با قلم كار دو صد خنجر فولاد كنى اتّحاد جويها خون هزاران بنده را ساقى به مينا ريخته * تا در حضور خواجه‌اى در جام صهبا ريخته خورشيد تابان سالها از آب دريا كاسته * تأثير ابرى ژاله‌ها بر كوه و صحرا ريخته از جوشش سرچشمه‌ها آبى به جويى آمده * وز اتّحاد جويها رودى به دريا ريخته دهقان به صحرا دم‌به‌دم قد كرده بر خدمت علم * تا آنكه انواع نعم ، در سفرهء ما ريخته بس باغبان خون جگر ناخفته شبها تا سحر * تا آنكه نخلى را ثمر از شاخه بر پا ريخته ابله كجا داند كه چون در راه تكميل فنون * عمرى به جاى اشك ، خون از چشم دانا ريخته دم از وفا كم زن « نوا » دشمن تو گويى در خفا * تخم غم و جور و جفا در ملك دارا ريخته